تبليغاتX
شب پیشگویی
داستان دوست

این فیلم کار بعدی نوئه بعد از فیلم مشهور بازگشت ناپذیر می باشد که در ژاپن و کانادا فیلمبرداری شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 11:30  توسط میلاد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 10:50  توسط میلاد  | 

تصویری از فیلم نازنین ساخته ی روبرت برسون

«سعید عقیقی» ، فیلمنامه «نازنین»(براساس قصه داستایفسكی) و یك فیلمنامه دیگر را در دست دارد و مصمم است تا یكی از آنها را به عنوان نخستین فیلم بلند سینمایی خود جلوی دوربین ببرد.
این فیلمنامه‌نویس و منتقد ضمن اعلام این خبر گفت: چهار فیلمنامه آماده و چند طرح سینمایی دارم كه به لحاظ مضمون و فضا كاملا با هم متفاوت و متنوع هستند.
وی افزود: برخی از این فیلمنامه‌ها را به چند تهیه‌كننده ارائه داده‌ام تا در صورت فراهم شدن شرایط مطلوب اولین فیلم سینمایی‌ام را بسازم.
عقیقی به یكی از این فیلمنامه‌ها اشاره كرد و افزود: یك فیلمنامه با عنوان «نازنین» دارم كه برداشت آزادی از قصه «نازنین» نوشته فئودور داستایفسكی است و حال و هوایی مشابه «شب‌های روشن» دارد.
فیلمنامه‌نویس «شب‌های روشن» كه فرزاد مؤتمن آن را كارگردانی كرد، به فارس گفت: فیلمنامه دیگری نیز دارم كه سال ۸۳ نوشته‌ام به نام «ناتمام» كه حال و هوای جوانانه دارد و ساختارش غیرخطی است.
عقیقی با بیان این مطلب كه هنوز برای تولید هیچ یك از فیلمنامه‌هایش با تهیه‌كننده‌ای به توافق نرسیده، افزود:‌ در هر حال، به محض اینكه برای تولید هر كدام از این فیلمنامه‌ها به توافق لازم برسم، ساخت آن را شروع خواهم كرد.
براین اساس، «سعید عقیقی» فیلمنامه‌ «صداها» را برای فرزاد مؤتمن نوشت كه یكی از پروژه‌های سال ۸۷ است.
این فیلمنامه‌نویس همچنین در این فاصله كارگاه‌های تحلیل فیلم و سخنرانی‌های تخصصی را برگزار كرده است كه یكی از آنها تحلیل آثار اینگمار برگمان و آنتونیونی به مناسبت درگذشت‌شان بود كه در سینما تك موزه‌ هنرهای معاصر برگزار شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 11:33  توسط میلاد  | 

برگمان نشانه هایی از فلسفه از نوعی اگزیستانسیالیسم مذهبی(از جنس کارهای سورن کی یر که گورفیلسوف دانمارکی)به اضافه تجربه های شخصی کشیش زادگی اش و گرایش های درام نویسانه ای که از استریندبرگ و ایبسن گرفته ،به اضافه تخیل بصری شگفت انگیزی که دستاورد سالها فعالیت در تاتر و سینماست،بروز میدهد. کارهای اولیه اش تحت تاثیرمارسل کارنه و نئورئالیسم ایتالیاست که جز در تابستان با مونیکا خلاقیتی از خود بروز نمی دهد. اما جهش بلندش با مهرهفتم است که بعد از آن ،ترکیب همیشگی واقعیت کابوس وار و دلهره هایی از قبیل مفهوم زندگی،وجود خداوند وامکان برقراری ارتباط انسانی را به طور مداوم در کارهایش تکرار می کند.احساس درد های جسمی که بازتاب روحی بیمار و اندوهگین است؛همچنین تردید در مفهوم ایمان، از مولفه های اصلی کاراوست.به همچون دریک آینه ،پرسونا،فریادها و نجواها؛مصیبت آنا،ساعت گرگ و میش و...فوجی از بهترین آثار سینمای مدرن رجوع کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 14:18  توسط میلاد  | 

جو رایت پشت صحنه فیلم

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 19:30  توسط میلاد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 18:4  توسط میلاد  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 21:31  توسط میلاد  | 

سومین فیلم جو رایت یعنی تک خوان ظاهرا هیچ شباهتی به دو فیلم قبلی اش یعنی غرور و تعصب و تاوان ندارد. و اساسا یک درام موزیکال زندگی نامه ای ست درباره ی یک موسیقی دان شیزوفرنیک و البته آسمان جل اهل لس آنجلس که در رویاهایش خیال می کند در تالار والت دیسنی می نوازد و تماشگران زیادی  برای دیدن اجرایش می آیند.می شود حدس زد که بخش عمده ای از فیلم شامل رویاهای شیرین این آدم است.  رابرت دوانی جونیر نقش اصلی این فیلم را بازی می کند . از دیگر بازیگران می توان به جیمی فاکس اشاره کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 11:30  توسط میلاد  | 

 فیلمساز سرشناس ایتالیایی که از یکسال پیش روی پروژه ۷/۳۰ میلیون دلاری «باریا» کار می‌کند، با این فیلم به ریشه‌های خود در ایتالیا بازگشته است. اسکرین دیلی اعلام کرد انتظار نمی‌رود «باریا» جوزپه تورناتوره که اکنون در مراحل پس از تولید است، تا پایان سال ۲۰۰۸ آماده نمایش شود، هرچند سازندگان فیلم قصد دارند آن را در بازار فیلم جشنواره کن عرضه کنند که از این هفته آغاز می‌شود.
تورناتوره اخیرا در نشستی مطبوعاتی در یکی از لوکیشن‌های فیلم در تونس حاضر شد و هرچند درباره داستان فیلم جدید خود چیزی نگفت، اما درباره مسیری که «باریا» طی کرد حرف زد. عنوان فیلم تلفظ سیسیلی شهری است که او در آن به دنیا آمد و در حومه پالرمو در سیسیل قرار دارد.
فیلمساز ۵۲ ساله گفت ایده پروژه «باریا» سال‌ها در ذهن او بود، اما همیشه به این فکر می‌کرد که برای ساخت آن باید صبر کند تا سن‌اش کمی بالاتر برود. از «باریا» به عنوان شخصی‌ترین پروژه تورناتوره تاکنون یاد می‌شود، اما احتمالا می توان آن را بلندپروازانه ترین فیلم او نیز دانست که این مسئله چند دلیل دارد. نخست ابعاد این پروژه است.
سازندگان «باریا» برای صحنه‌های فیلم، استودیویی به مساحت شش هکتار در بن عروس، منطقه‌ای صنعتی خارج از شهر تونس مرکز این کشور درست کردند و موریتسیو ساباتینی که سابقه همکاری در فیلم‌های روبرتو بنینی را دارد، کارگردان هنری فیلم است.
ابعاد دکورهای ساخته شده برای «باریا» سه برابر دکورهای «دار و دسته نیویورکی» مارتین اسکورسیزی در استودیو چینه چیتا است. تورناتوره به لحاظ سبک، فیلم خود را به «کالیدوسکوپ» تشبیه کرده است. او گفت منتقدان احتمالا برای توصیف «باریا» از واژه "گروه بازیگری" استفاده می‌کنند که شاید این تعبیر درست باشد.
در فیلم جدید تورناتوره بیش از ۱۰۰ بازیگر شامل مونیکا بلوچی، لوئیجی لو کاسیو، رائول بووا و لینا ساستری حضور دارند. تورناتوره از جزئیات داستان چیزی نگفت و تنها به این نکته اشاره کرد که فیلم او یک کمدی است که هم بامزه است و هم غم‌انگیز.
تورناتوره گفت داستان «باریا» زندگی سه نسل را از سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۰ در بر می‌گیرد و شخصیت‌های اصلی فیلم او پپینو و مانینا هستند که نقش این دو را فرانچسکو شانا و مارگارت مید بازی می‌کنند. خالق فیلم معروف «سینما پارادیزو» این نکته را نیز مورد توجه قرار داد که سیاست محور اصلی فیلم اوست و داستان در دورانی اتفاق می‌افتد که "همه شیفته سیاست بودند."
به گفته تورناتوره تمام فیلم‌های او به نوعی زندگینامه شخصی هستند، اما شخصیت اصلی فیلم «باریا» خود او نیست. هرچند کارگردان ایتالیایی این فیلم را خیلی شخصی‌تر از «سینما پارادیزو» می‌داند. این بار نیز تورناتوره با انیو موریکونه آهنگساز سرشناس ایتالیایی همکاری کرده است.
تورناتوره موسیقی موریکونه در این فیلم را بسیار پیچیده‌تر از کار او در «ناشناس» توصیف کرد که پارسال به عنوان نماینده ایتالیا در بخش اسکار بهترین فیلم غیر‌انگلیسی‌زبان حضور داشت. یکی دیگر از جنبه‌های بلندپروازانه کار این است که «باریا» در دو نسخه تهیه می‌شود. یکی به لهجه محلی برای پخش در سیسیل و خارج از کشور (با زیرنویس) و دیگری به زبان ایتالیایی.
تورناتوره برای فیلم سال ۱۹۸۹ «سینما پارادیزو» برنده اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان شد. از دیگر فیلم‌های او می‌توان به «ستاره‌ساز» و «افسانه ۱۹۰۰» اشاره کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:23  توسط میلاد  | 

رنگی از فقدان معنویت در جهان بی زمان و بیمکان،با نشانه هایی از رنج جسمی و روحی و چنگ زدن به غریزه برای رهایی.(استر از درون با خود ارضایی در کنار نزدیکی به هنر ،روشنفکری با زبانی غیر قابل فهم،و خواهرش با برون گرایی و بی پروایی به مثابه شکلی نزدیک تر به عامه مردم؛و تختخوابی که بستر بیماری یکی و بستر هوس دیگری ست. )صحنه کلیدی؛حضور استر در دنیای پریشان خواهرش است. با ته مایه هایی از زندگی شخصی برگمان.فیلمی که برگمان آن را نشانه سکوت خداوند می داند و خود ترجیح می داد درباره اش سکوت کند. اما به خاطر صحنه های بی پرده اش  در مجلس آلمان هم جنجالی به پاکرد.استر نشانه اندیشه ای بی همزبان و رو به زوال است. اما اما خواهرش نشانه غریزه ای پایان ناپذیر؛و یوهان نشانه ای برای امید به آینده. در تمام فیلم مردی که نشانه زندگی و تفکر باشد نمی بینی.پیرمرد ناهمزبان؛کوتوله های ناتوان و نوجوان در آستانه بلوغ؛پیشخدمتی که فقط ابزار برآوردن نیاززن است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 19:11  توسط میلاد  |